عشق من ، بازی نیست!

عشق تو سوزاند قلبم ای دریغ در داخل خاکسترش اشک و آهم باقی است چشمانت شدند در بیابانم ، سراب سرابی که درونش ، حال خرابم جاری است خنده های شاد تو هست چون ناقوس مرگ چون که گوید آن به من حالت کنارش عالی است! من افسرده ام چون …

ادامه نوشته »

اوج آفرینش – دل نوشته

زن بودن سخت است خیلی سخت اما فوق العاده است زن یعنی کوه احساس یعنی ظرافت یعنی زیبایی خلقت یعنی غرور یعنی بهار یعنی عشششششق زن بودن زیباست وقتی که کودک است یعنی موهای بافته شده که هنگام دویدن این طرف و آن طرف می روند یعنی خنده ی  پاک …

ادامه نوشته »

لبخند?

دوستت دارم مانند مترسک مترسک را می شناسی؟ یک موجود کاهی که هیچ کس به وجود قلب در بدنش اعتقادی ندارد. همه میگویند چون ساکت است ، پس قلب ندارد چون لبخند می زند پس مشکلی ندارد اما چه کسی دانست مترسک آرام ترین طوفان احساس است چه کسی فهمید …

ادامه نوشته »

منِ مجنون – دل نوشته

همه جا بوی تو و هر شب من خیال تو همه دل داده به تو لیک ندارم دل تو جامه ی عشقت به تنم هست هنوز اما آه که لباست ز سرم زیاد هم هست . برو! راست میگویی  تو.اصلا من که عاشق نیستم من دیوانه ام که در خیالت …

ادامه نوشته »

زندگی – دل نوشته

زندگی پراز نغمه ی باران است پر از دریا پر از خورشید پر از سوز و زمستان است زندگی حال من و توست عزیز عشق است فریاد است بغض و سکوت است عزیز زندگی برج بلند بالایی است که همه ترس من و تو ترس از افتادن است لیک غافل …

ادامه نوشته »

پاییززززز

پاییز چتر خیس کوچه های براق و خیس نم نم باران زوزه ی باد نیمکت خالی  اشک آسمان چراغ های زرد ریزش برگ خش خش و آهنگ من کوچه قدم زدن تنهایی دستهایی در جیب سری خمیده گریه ها، پنهانی خاطرات ، طوفانی حال من ، می دانی … این …

ادامه نوشته »

دوستت دارم بگو! – دل نوشته

پاییز دل من بی تو خزان می ماند بهار هم از بهر تو بی گل و برگ می ماند تو همانی که شدی ماه شب چله ی من حیف که این شبهای یلدا هم دگر بی ماه می ماند دل من مانده که باشی در کنارش تو ولی رفتی و …

ادامه نوشته »

شعر عاشقانه

روزها از پس هم می گذرند به دلم امید تازه می دهند باز پرستو می شوم در آسمان میروم از این جهان به آن جهان میشوم فرهاد و من کوه میکنم در پی شیرین خود، من می دوم بالها من میگشایم سوی او درد ها من میکشم در کوی او …

ادامه نوشته »

فرهاد میشوم… – دل نوشته

تمام روح و قلبم رانثارت میکنم این دل عاشق خود را من فدایت می کنم جان دهم در راه تو ای عشق دیرینه ی  من قلب خود را چون شیر رامی در بیشه زارت میکنم می آیی و می پرسی تواحوال دلم میشوم فرهاد و من کوه را به نامت …

ادامه نوشته »

همین!

انسانها خیلی پیچیدن شناختشون زمان میبره شاید چند سال شاید تا آخر عمر بعضی‌ها دو روئن بعضیا بی معرفتن بعضیا نامردن بعضیا بی شعورن بعضیا بدجنسن بعضیا خیییییلی مغرورن بعضیا خیلی خشکن بعضیا بدجوری دروغگوئن بعضیا تنهان بعضیا شادن بعضیا خیلی گرفته ان بعضیا افسردن بعضیا عبوسن بعیا بدجوری خشنن …

ادامه نوشته »