خانه / عاشقانه (صفحه 69)

عاشقانه

رمان عاشقانه ی معجزه ی عشق(بخش دوم)

 با شهاب حتی حرف هم نزده بودم.مجبور بودم خودم رو با زندگی وفق بدم .تنها کسی که تونسته بودم از شدت تنهایی تو خونه آرمانینا بهش پناه بیارم کوثر خانوم،خدمتکارشون بود.زن خیلی خوبی بود رفتارش منو یاد مادر شهاب مینداخت.بعد از ادواج من و آرمان هیچ چیز تغییر نکرده بود …

ادامه نوشته »

رمان عاشقانه ی معجزه ی عشق

#mojezeye eshgh—————sepideh# از بچه ها بهم خبر رسید که دانشگاه واسه یه سفر پنج ،شیش روزه شمال برنامه ریخته همه دارن میان توهم بیا. قبول کردم واسه عوض کردن آب و هوا بدک نبود .از چندروز پیش تو دانشگاه با بچه ها برنامه می ریختیم که چی ببریم،چی بپوشیم و …

ادامه نوشته »

شهر من… – دل نوشته

PARADOX ۱۳۹۶-۰۶-۲۹ دل نوشته, فلسفی ۱۵۵ بازدید آسمانم آبیست و زمینم سبز است دریایم پاک جنگلم سبز رودهایم جاری و هوا پاکیزه مردمان شهر هم مهربانند باهم مردمانم صادق مردمانم آرام خشم معنایی ندارد در شهر همه …

ادامه نوشته »

جملات ناب

من بی تو پریشان و‌تو انگار نه انگار تو را با غیر میبینم ، صدایم در نمی آید             دلم میسوزد و‌کاری ز دستم بر نمی آید هرکسی از ظن خود شد یار من                در درون من نجست …

ادامه نوشته »

رمان تخیلی پسر ماه(نسخه ی ویرایش شده)

PARADOX ۱۳۹۶-۰۶-۲۷ رمان, علمی تخیلی ۳۰۹ بازدید ​پسر ماه بالای ماه ایستاده بودم و‌به زمین نگاه می کردم .بچه های کوچیک توی خواب عمیقی فرو‌رفته بودن.بعضی ها به زور پدر مادراشون مسواک زده بودن،بعضی ها هنوز به …

ادامه نوشته »

(نسخه ویرایش شده)رمان  ترسناک ماجرای ماسه تا

ماجرای ما سه تا -وای مامان نمیشه من نیام؟ -معلومه که نه.بدو برو تو اتاقت لباسات رو بپوش سریع آماده شو. با غرغر های زیر لب از پله ها بالا رفتم وروی هر پله پاهام رو کوبیدم به طوری که صداش تو کل خونه پیچید. رفتم تو اتاق و در …

ادامه نوشته »